April 30, 2012

من یک دلقک هستم که در حال حاضر
توانایی‌هایی بیشتر از آنچه که می‌شناسد دارد .

عقاید یک دلقک | هاینریش بل

April 14, 2012

T0 ∞


I was stuck between myself and I,
then I found me.
it seems to be good .

April 05, 2012

زمزمه‌

این بادهای هرشب و امشب
وا می‌کنند پنجره‌ ها را به روی تو
وا مـی‌ کنند
وا مـی‌ کنند

این بادهای هرشب و امشب  ...

یک دور، دور

یک بار هم از دانشگاه تصمیم گرفتم برم همون کافی‌شاپ و خودم و به یک قهوه مهمون کنم. از چارراه‌ولی‌عصر با بی‌آرتی رفتم، ساعی پیاده شدم. از پله‌ها رفته بودم پایین تو پارک و قدم می‌زدم که همون جا تصمیم گرفتم ادامه‌ی مسیر و پیاده برم، تا تجریش. از این فکر خیلی خوشحال شدم ! آره یادم ه .
تو این حین یه مدت گوشی م اشغال شد ولی آخر رسیدم.
یادم نیست چی‌یا گفتیم. اون‌موقع‌ها من فکرم درگیر موضوعات دیگه‌ای بود. تو کافه همون کنج نشستم، کوله‌م م کنارم. شروع کرده بودم به  نوشتن تو دفترچه‌م، همه‌ی چیزایی که موقع ه صحبت کردن، درباره‌ی موضوعی که درگیرش بودم، به ذهنم اومده بود. لحظه‌ی خیلی جالبی بود که من قهوه‌ی همیشه‌گی رو سفارش دادم و فکر کردم که منتظر کسی نیستم ... !
به‌هرحال، اون روزی بود که من خودم و به قهوه دعوت کرده بودم.

April 04, 2012

و ا‌ین‌گونه

تو پا پس می‌كشی
و در نيم گشوده
به‌روی من
بسته می‌شود  ...

April 01, 2012

بخار

من، به شخصه، در گند زدن به روابطی که دوسشون دارم، تواناام.


اَخ خ .