September 22, 2010

...جاده پایین

قدم می زنم، و به آن موج عظیمی که در حال آمدن سوی ساحل است خیره می شوم...
از خاطرم می گذرد آن شبی که انتظار به پایان رسیده بود. و باید از همه دلبستگی های داشته و نداشته خداحافظی می کردم. به گوشه ی اتاقم و پنجره ای پناه بردم که آسمان را همیشه آبی نشانم می داد. اما آن شب با همه شب ها فرق داشت، آسمان بسیار روشن بود. همان شبی رسیده بود که همیشه آرزویش را داشتم. اما پاهایم سست شده بودند، هر هشدارش برای دیر شدنم، یک فریاد رعد آسا به نظرم می رسید، دوست داشتم طول بکشد، اما متوقف نشود.
-روکشها رو کشیدم، چمدانها رو هم گذاشتم توی ماشین، نمی خوای بیای؟
کشویم را باز کردم، همان کشویی که دفترچه های مختلفم را می گذاشتم، دفترچه لغات، خواسته ها، تقویم روزانه، دفترچه ای که یاد گرفتنی ها را می نوشتم و...دفترچه خاطرات، برای لحظه ای قبلم را در حال جدا شدن و فرار کردن دیدم. گوئی انبوهی از احساس های مختلف را در یک زمان بر روحم سوار می دیدم. می ترسیدم، از باز کردنش، از نیرویی که شاید می خواست مرا بکشاند. اما این هنوز آخرش نبود. دفترچه در کیفم گذاشتم و از اتاق بیرون آمدم.
کمی هوا سرد شده است، در حالی که دست هایم را دور خود می پیچیم، گرمی کت را حس می کنم...
محافظ را بالا زدم، هیچ وقت یادم نمی رود لحظات آخر برخورد دستانم با کلاویه هایش را. هنوز هم پیشانیم خیس می شود وقتی آن زمان را به یاد می آورم. آخر چطور او را بگذارم و بروم؟ او همدم من بود؛ در غم و شادی، ترس و قدرت تنهایم نگذاشته بود و مرا به اوج رسانده بود. هر نت، لرزه ای کوتاه اما آرام بخش بر روحم وارد می آورد. حس می کنم که با او می روم، برق شادی را گویی خودم در چشمانم می بینم. آری، این آخرین شبی نخواهد بود که پیشت هستم، من تا آخر عمرم کنارت می مانم، در کنجی امن، و شادی بخش.
حال آسمان سرخی در پیش رویم است، لحظه ای ست که غروب خورشید ما را به سکوت دعوت می کند...
خاطرم را آزاد می گذارم، او را به خاطر می آورم، ولیکن او نیز مرا به سکوت وامی دارد، هم او هم خاطرش. من این سکوت را، و بودنش را در نبود، از صمیم قلب دوست می دارم.
پی نوشت اول: این قطعه از جواد معروفی را می گذارم، کمتر کسی با آن نا آشناست، و حس زیبایش.
خواب های طلایی: DOWNLOAD
پی نوشت دوم: [+]

September 14, 2010

I know nothing

everything, is energy...
and energy is you, and me...
is everything...is energy
in you
and me
...