August 16, 2010

A mind's escape

گاهی به آسمان شهر می نگریم،
“قبل از اینکه قرار باشد ادامه بدهم باید اعلام کنم لازم است گاهی به آسمان خیره شویم و از آبی اش، از بیکرانی اش و امتدادش تا رویاهایمان سرشار از ذوق و تازگی شویم.”
آبی ِ آبی ست، تمیز، دلت می خواهد همین طور نگاه کنی، خیره بمانی و غرق شوی، دوست داری طول بکشد، نمی دانی تا کی، اصلا تا همیشه، آن وقت همه چیز، هر چیز، چه اهمییتی دارد. چه اهمییتی پیدا می کند. غرق در رویا نشدن در آن لحظه، اشتباه است، ضمن آنکه غرق در رویا نشدن، به طور کلی اشتباه محض است. مثل یک دمو، همه چیزهای دوست داشتنی و زیبا که قبلا اتفاق افتاده از نظرت می گذرد. چه حس خوبی دارد آن لحظه ای که افکارِ خوشایند با استشمام نسیم تازه ای همراه شده، آن موقع است که لبخندی ناخودآگاه و بی اراده بر لب نقش می بندد. دمو ادامه پیدا می کند و پرش می کنی به روزهایی که می خواهی داشته باشی، همه آن چیزهایی که انتظارش را داری و برای خودت می خواهی. همان چیزهایی که لحظه ای رهایت نکرده اند و نمی کنند و تو هم به آنها وفادار مانده ای، باید بمانی، گویی حس محکم تری به آنها پیدا می کنی. این نیست همان شارژ انگیزه هایت...؟

این را پیشنهاد می کنم، و به یکی از دوستان تقدیم می کنم که اخیرا او را دوباره باز یافته ام، ولیکن حال خوبی را در او ندیدم.
DOWNLOAD : Angels walk among us 

0 Comments

Post a Comment

<< Home